محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

14

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

تقسيمى مناسب از آنها بازمىگردد . از اين رو لازم است پيش از ورود به بحث دسته‌بندى و تقسيمى از آراى اجتماعى نهج‌البلاغه ارايه شود : رابطه انسان با خدا ؛ رابطه انسان با خود ؛ رابطه انسان با ديگران ؛ سياست‌هاى دولت . دو بخش رابطه انسان با خدا و خود در ابتدا تهى از مضامين اجتماعى و بىارتباط به روابط حاكم ميان انسان‌ها پنداشته مىشوند ؛ ليكن هنگامى كه از رابطه انسان با خدا ، مباحث متافيزيكى محض اراده شده باشد ، مىتوان اين سخن را پذيرفت . امام على عليه السّلام در مباحثى مانند منشأ خلقت و رابطه اجرام آسمانى با يكديگر و چگونگى خلقت فرشتگان و انسان‌ها آراى فراوانى دارد ، ليكن اين بخش از سخنان ايشان خارج از موضوع نوشتار حاضر است و مراد نگارنده از رابطه انسان با خدا آن دسته از سفارش‌هاى امام عليه السّلام به انسان‌ها است كه به نحوه تعامل آنان با خالق خود باز مىگردد و نوعى رفتار بشرى به حساب مىآيد . هرچند اين گونه رفتارها و فعاليت‌هاى بشرى ، در محدوده تعاملات اجتماعى به معناى دقيق كلمه قرار ندارند ؛ ولى از آن جايى كه هر انسانى نمادى از اجتماع بوده و نحوه رابطه او با خدا بر منش اجتماعى او با ديگران اثر مىگذارد ، از اين رو مىتوان آنها را از يك منظر ، اجتماعى و از منظرى ديگر فردى خواند . بعد اجتماعى در دسته دوم يا رابطه انسان با خود روشن‌تر است . انسان‌ها با پرورش رفتارهاى خود در پذيرش روش و منشى خاص ، به بازآفرينى خود مىپردازند و اين امر ، اثر فراوانى بر تعامل آنان با ديگران مىگذارد . نيكويى و پليدى سرايت‌پذير هستند و پاكى و يا پلشتى هر انسانى به اطرافيان خود و به هر كه در دايره اثرگذارى او قرار دارد ،